کتاب "زنان بدون مردان" نوشتهء خانم شهرنوش پارسی پور را برای دانلود شما عزیزان قرار داده ایمُ که امیدواریم استفادهء لازم را ببرید.
(برای دریافت کتاب بر روی عکس کلیک کنید)
کتابخانه ای برای تمامی افراد
کتاب "زنان بدون مردان" نوشتهء خانم شهرنوش پارسی پور را برای دانلود شما عزیزان قرار داده ایمُ که امیدواریم استفادهء لازم را ببرید.
(برای دریافت کتاب بر روی عکس کلیک کنید)
اگر اولین کاری که باید هر روز صبح انجام بدهی این باشد که قورباغه زنده ای را قورت بدهی در بقیه روز خیالت راحت خواهد بود که سخت ترین و بدترین اتفاقی را که ممکن است در تمام روز برایت پیش بیاید پشت سرگذاشته ای .
اگر باید قورباغه زنده ای را بخوری هیچ فایده ای ندارد که مدت زیادی بنشینی و به آن نگاه کنی .
بسیاری از مردم مشغله را با موفقیت اشتباه می گیرند .
عادت تعیین اولویت ها ، غلبه بر تنبلی و مداومت در انجام مهمترین وظایف یک مهارت ذهنی و جسمی است .
هر وقت از عهده کاری ولو کوچک بر می آیید ، موجی از شعف را در خود احساس می کنید که اگر به آن اعتیاد مثبت پیدا کنید موفق خواهید بود .
تمرین کلید تسلط بر هر مهارتی است . تمرکز بر کار سه خصیصه لازم دارد : تصمیم گیری ، انضباط ، اراده . باید مدام به فواید و مزایای اهل عمل بودن ، سریع کار کردن و تمرکز داشتن فکر کنید . شما تبدیل به همانی می شوید که تجسم می کنید
و اینک کتاب قورباغه را قورت بده، تقدیم به بازدیدکنندگان محترم وبلاگ خانهء کتاب
(برای دریافت کتاب بر روی عکس کلیک کنید)
خانهء سبز را همگی به یاد داریم، خانه ای که همواره سبزی و طراوت را به خانه هایمان می آورد، خانه ای که همسفر لحظه هایمان بود، خانه ای که...
و خسرو شکیبایی، کسی که سبز بودن را در ما و برای ما فریاد می زد...
و اینک در نبودش، فریاد می زنم که:
سبز سبزم ولی بی تو خزانم
ریشه دارم،ولی چه بی نشانم
درزمستان سکوتت،بی بهارم
درنبودت شادی وعشقی ندارم...
خسرو شکیبایی، هنرمند جاودانهء تاریخ سینمای ایران، تنها 64 سال مهمان این دنیای کاغذی بود... هیچگاه فراموش نخواهم کرد آن زمان را که در سریال خانهء سبز می گفت:"رئیس باش ولی ریاست نکن..."
افتخارات او به اندازه ای می باشد که در این یادنامهء کوتاه نمی گنجد...
تنها می توان گفت:
سبد سبد چشم خیس
از آسمان بنویس
تو غربت نگاهت
بهارما قشنگ نیست...
خسرو شکیبایی؛ در این دنیای ناشکیبا، شکیبائی ات ستودنی بود...
روحت شاد!

اوریانا فالاچی (به ایتالیایی: Oriana Fallaci) (۲۹ ژوئن ۱۹۲۹- ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶) روزنامهنگار، نویسنده و مصاحبه گر سیاسی برجسته ایتالیایی است که در شهر فلورانس متولد شد و در سن ۷۷ سالگی در همان شهر درگذشت. وی در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک چریک ضد فاشیسم فعالیت میکرد. آنچه بیش از هر چیز به معروفیت وی کمک نمود، مجموعه مصاحبههای مفصل و مشهور او با رهبران سرشناسی همچون محمدرضا شاه پهلوی، یاسر عرفات، ذوالفقار علی بوتو، آیتالله خمینی، ایندیرا گاندی، معمر قذافی، هنری کیسینجر و... بود.[۱]
کتاب "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد" از اوریانا فالاچی، تقدیم به بازدیدکنندگان محترم سایت
(برای دریافت کتاب بر روی عکس کلیک کنید)
کتاب اقدس کتاب احکام و قوانین دینی بهائیان است بهائیان معتقدند که کتاب اقدس وحی منزل بر بهاالله بودهاست. این اثر از بهاءالله به نوعی امالکتاب دیانت بهائی نیز به شمار میرود.
کتابهای :طرازات، تجلیات، بشارات، اشراقات، کلمات مبارکه مکنونه و کلمات فردوسیه نیز از متعلقات کتاب اقدس محسوب میشوند.
در این پست، کتاب اقدس، از آثار پیامبر دیانت بهایی حضرت بهاءالله را تقدیم بازدیدکنندگان محترم سایت می نمائیم.
همچنین جهت آشنایی بیشتر با سایر کتب دیانت بهایی می توانید از کتابخانهء ذیل دیدن فرمائید http://ketabkhaneyebahai.org/fa/
(برای دریافت کتاب بر روی عکس کلیک کنید)
کتابی که پیش رو دارید، از مجموعه دانستنیهای لازم و مفید روانشناسی می باشد، که راهنمایی عملی برای موفقیت های فردی محسوب می گردد.
این اثر با ارزش، نوشتهء دکتر جون گری می باشد، که به ترجمهء مرتضی مدنی نژاد در آمده است.
"چگونه می توانید آنچه را که ندارید به دست آورید و آنچه را که دارید حفظ کنید؟"
مطمئنا شما نیز به دنبال پاسخگویی به این سوال مهم زندگیتان هستید
پس می توانید این کتاب را به طور رایگان، از کتابخانهء اینترنتی "خانه کتاب" دریافت و مطالعه نمائید.
(برای دریافت کتاب بر روی عکس کلیک کنید)
ژان پل سارتر، فیلسوف اگزیستانسیالیست
ژان پل سارتر (۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ - ۱۵ آوریل ۱۹۸۰) فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رماننویس، نمایشنامهنویس و منتقد فرانسوی بود.
سارتر روز ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ به دنیا آمد؛ از پدری که افسر نیروی دریایی بود و مادری که دخترعموی دکتر آلبرت شوایتزر معروف، برندة جایزه صلح نوبل است. پانزده ماهه بود که پدرش مرد. مادر و پدربزرگ اش، او را بزرگ کردند که اولی کاتولیک بارش میآورد و دومی سرش را به ریاضیات و ادبیات کلاسیک گرم میکرد. در جوانی برای گرفتن مهارت در تدریس فلسفه امتحان داد و رد شد. یک سال گذشت و نتیجة امتحان بعدی در ۱۹۲۹، جایگاه نخست را نصیب او کرد. همین سال است که با سیمون دوبووار آشنا میشود؛ دختری که در همان امتحان، نفر دوم شده و فرزند نازک نارنجی یک خانوادة کاتولیک است. سیمون دوبووار، فیلسوف، نویسنده و فمینیست فرانسوی همراه و همدم مادامالعمر او بود. آشنایی سارتر و دوبووار، در سال ۱۹۲۹ در مدرسهٔ ممتاز اکول نرمال سوپریور صورت گرفت.
بطور کلی دو دوره در زندگی حرفهای سارتر وجود داشت. اولین دورهٔ زندگی حرفهای او دورهٔ پس از نوشتن اثر معروفاش، هستی و نیستی، بودو نوشتن رمان تهوع. سارتر به آزادی بنیادی انسان اعتقاد داشت و باور داشت که «انسان محکوم به آزادی است.»
در دومین دورهٔ حرفهٔ زندگیاش، سارتر بهعنوان روشنفکری فعال از نظر سیاسی شناخته میشد. سارتر از طرفداران کمونیسم بود، هرچند که هرگز بهطور رسمی به عضویت حزب کمونیست درنیامد. وی بیشتر عمر خویش را صرف مطابقت دادن ایدههای اگزیستانسیالیستیاش کرد. سارتر معتقد بود که انسان باید خود سرنوشتاش را تعیین کند. وی همچنین، مطابق با اصول کمونیسم، باور داشت که نیروهای اقتصادی-اجتماعی جامعه که از کنترل انسان خارج هستند، نقشی حیاتی در تعیین مسیر زندگی اشخاص دارند.
در سال ۱۹۶۴ سارتر برندهٔ جایزهٔ ادبی جایزه نوبل ادبیات شد ولی از پذیرفتن آن امتناع ورزید. در همین سال، رئیس سازمانی شد به نام دفاع از زندانیان سیاسی ایران که کارش تا پیروزی انقلاب ۱۹۷۹ ادامه داشت.
سارتر در سال ۱۹۸۰ از دنیا رفت. خاکستر او در گورستانی در پاریس به خاک سپرده شد. پس از مرگ سارتر، سیمون دوبووار کتابی با نام مراسم وداع در مورد مرگ وی نوشت.
تهوع
(برای دریافت کتاب بر روی عکس کلیک کنید)

تاملی بر مسالهء "انتظار" و نقدی جامعه شناختی بر آن
جامعه شناسی انتظار
امروزه معنای بسیاری از واژه ها،عبارات و جمله ها یا به کلی تغییر یافته و یا با مفهومی بدیع و منطبق با شرایط جدید عرضه گشته است. از این رو استعمال بسیاری از عبارات و یا مفاهیم گذشته،چیزی جز مورد تمسخر واقع شدن را به همراه نخواهد داشت. در دنیای جدید که از آن با عنوان دهکدهء جهانی نام می برند، همهء ما آدمیان در مقابل یکدیگر مسئول می باشیم، دیگر نمی توانیم خود را از جامعه خارج نمائیم چرا که در این صورت، لزوما باید خود را از زندگی و زنده بودن نیز با کارت قرمز گشنگی، تنهائی و… اخراج نمائیم. در چنین شرایطی می باشد که بشر اساس کلیهء نگرش هایش را بر مبنای وقایع اجتماعی و کشف حقایق موجود در آن استوار می سازد. از این حیث نیاز درونی خویش را به کشف پدیده های اجتماعی و تبیین و بررسی آنها اعلام می دارد،چرا که انسان ها همیشه خواهان زندگی و بقا هستند و لاجرم دست خود را به سوی داروهای موجود دراز می نمایند. یکی از این داروها،جامعه شناسی می باشد که نه تنها به بقای بشر می اندیشد که در راه بهبود زندگی وی از هیچ کوششی دریغ نمی نماید.
در این مقالهء کوتاه به بررسی یکی از مسائل مهم موجود در دنیا تحت عنوان مسالهء انتظار، ازبعد جامعه شناسی خواهم پرداخت. لازم به ذکر است که به هیچ عنوان قصد ارزش گذاری نداشته و ندارم،بلکه صرفا به جایگاه موضوع انتظار ظهور امام زمان(ع) به عنوان فرمولی جهت بقا و حفظ شرایط موجود در ایران اشاره خواهم نمود.
همانطور که می دانید هر جامعه ای با تمسک به ارزشهایی منحصر به خود زنده و پویا است. اما باید توجه نمود که فرق است میان زنده ماندن و زندگی کردن. فی المثل اگر بنده(خدای نکرده!) در حالت مرگ مغزی بسر ببرم دارای حیات می باشم ولی از این زنده بودن چه چیزی عاید بنده خواهد شد؟
در جامعهء امروز ایران نیز وضع بر همین منوال می باشد،از طرفی سکان داران و مدیران جامعه قطعا و مسلما هیچگاه حاضر به از دست دادن موقعیت خود نمی باشند(و این کاملا طبیعی می باشد) و از طرف دیگر شاید تعداد بسیاری از مردم از شرایط موجود ناراضی بوده و حتی در صدد تغییر آن نیز بر آیند. اما دقیقا در همین قسمت می باشد که دولتمردان با تلفیق اصول مذهبی وآرمانهای دینی با مسائل اجتماعی و سیاسی، و با ذکر این نکته که سیر حرکتی نظام حکومتی بر مبنای همان اصول اعتقادی استوار می باشند، قصد فریب عامهء مردم و در نتیجه وصول به اهداف خویش،یعنی بقای شرایط فعلی را دارند. لذا در چنین شرایطی، جامعه از آن حیث که هر لحظه منتظر ظهور حضرت قائم می باشد، تمامی اتفاقات وحتی کم کاریها را همچون دلیلی مبرهن به ظهور امام زمان نسبت می دهد. یعنی اگر زلزله ای رخ داد، این گونه تفسیر می شود که امام زمان از ما ناراضی هستند، اگر دولت اشتباهی کرد، اینگونه تبیین می کنند که در روایات آمده است زمان ظهور قائم آن لحظه است که کژروی ها ،بی بند و باری ها،اشتباهات و...در جامعه به درجهء بالایی رسیده باشد، پس تمام قصد دولت نزدیکی ظهور بوده است نه چیز دیگری.
در چنین شرایطی تمام مشکلات موجود در جامعه،بدون آنکه بتواند مورد نقد صحیح و علمی قرار گیرد، صرفا با مرتبط شدن به ظهور قائم توجیه می گردند،لذا هیچ درمانی جهت رفع این مشکلات مختلفهء اجتماعی صورت نمی گیرد و لحظه به لحظه اوضاع جامعه رو به نقصان می گراید.
سوالی که بدنهء اصلی این مقاله را تشکیل می دهد،این است که: آیا به نفع چنین جامعه ای است که امام زمان در آن ظهور کند؟ و به بیان دیگر: آیا امام زمان می توانند در چنین جامعه ای ظاهر گردند؟
همانطور که در بالا اشاره شد اصولا در چنین جامعه ای انتقاد جایگاهی ندارد، و تصمیم سکان داران جامعه بر مبنای حفظ شرایط موجود اخذ می گردد. حال زمانی را تصور نمائید که به شما بگویند فی المثل قائم موعود در شیراز ظاهر گشته است. آیا به نظر شما در این صورت حکومت و دولت موجود از ظهور امام زمان خوشحال و مشعوف می گردند و یا به جهت حفظ همان شرایط و موقعیت موجود،حتی حاضر به مقابله با همان موعود مقدسی می باشند که قرن ها به ظاهر در طلبش بوده اند؟
اگر حکمرانان به سمت تعالیم و مقاصد قائم موعود گرایش پیدا نمایند، در نتیجه وضع فعلی جامعه قطعا برهم خواهد خورد، چرا که حتی افراطی ترین مذهبیون که خواستار هیچ گونه نقدی در دین و بر دین نیستند، معتقدند در زمان ظهور امام زمان حکومت عدل در جهان ایجاد خواهد شد، حکومتی که در آن همگان به عنوان یک انسان از مواهب الهیه بهره می برند، حکومتی که در آن فرقی ما بین انسانها وجود ندارد و همگی از مسلم ترین حقوق خود چون آزادی بیان و اندیشه برخوردارند. پس در اینجا با 2 گزارهء متضاد در تقابل می باشیم. چرا که در حکومت کنونی تعداد بسیاری از افراد بمانند بهائیان علاوه بر آنکه دارای آزادی بیان و اندیشه نمی باشند، بلکه از پایین ترین سطح حقوق،یعنی حقوق شهروندی نیز محروم می باشند، لذا در اینجا خواستهء امام زمان با خواستهء حکمرانان جامعهء ایران متفاوت است. چرا که امام زمان می گوید همگی انسانها از آن حیث که انسان هستند باید آزادانه زندگی نمایند و سکانداران مملکت می گویند که بهائیان حتی نباید جزئی ترین حقوق انسانی که در قانون اساسی نیز ذکر آن رفته، دارا باشند. سوالی که در اینجا مطرح می گردد این چنین است: حکمرانان و دولتمران این نظام صحیح می گویند یا قائم موعود؟ مسلما امام زمان،این طور نیست؟
در چنین شرایطی دوگانگی و هرج و مرج جامعه را فرا خواهد گرفت چرا که با ظهور و حضور امام زمان، آن هدف والای جامعهء ایران به حقیقت خواهد پیوست و از این به بعد نمی توان اشتباهات و وقایع مختلفه را به مسالهء انتظار ظهور ایشان نسبت داد. یعنی فی المثل دیگر حکمرانان ملت نمی توانند بگویند که فلان اشتباه را به جهت ظهور قائم موعود انجام داده ایم تا عده ای ساده انگار باور نمایند. لذا در اینجا 2 حالت پدید خواهد آمد: یا آنکه دولت مردان دست از جایگاه فعلی خود کشیده و مقام خود را فدای آرمان جامعه نمایند و ظهور قائم موعود را با از دست دادن قدرت خویش در نظام فعلی پذیرا باشند. و یا آنکه در صدد بر آیند تا ظهور امام زمان را منکر شده و حتی تمام تلاش خود را نمایند تا آن قائم موعود را به جهت حفظ جایگاه و مقام خویش از صحنهء روزگار محو نمایند.
جامعه شناسی انتظار به ما می گوید که اصولا جوامع انسانی در جهت حفظ منافع خود حرکت کرده و با هر گزارهء اجتماعی که این منافع را تهدید نمایند مقابله می نمایند. فرقی نمی کند که این آسیب اجتماعی،امری مقدس باشد یا غیر مقدس،مهم آن است که انسانها اسیر روح جمعی و آرمان های خود ساختهء جامعهء خویش می باشند. آرمانهایی که اگر چه در قالب اعتقادات مذهبی و دینی عرضه می گردند ولی کمترین توجهی به اصل آنها نداشته و ندارند.
در چنین شرایطی که جامعه از فلسفهء عاشورا چیزی جز سینه زدن نمی داند! و به جای آنکه قدری تامل نماید که چرا امام حسین(ع) خون خویش را در عین نابرابری و نا جوانمردی بر مشتی خاک ریختند، به آن فکر می کند که در مراسم عاشورای امسال،علَم را خود بلند نمایم تا زور بازویم را به رخ دیگران بکشم، یا آنقدر محکم بر سینه هایم زنجیر بزنم تا خون از بدنم جاری گردد، دقیقا در همین جامعه است که اگر قائم آل محمد نیز ظهور نمایند، برخورد انسانها با این ذات مقدس، برخوردی بدون تعقل و تفکر خواهد بود. و به اعتقاد آئین بهائی در سال 1266 دقیقا همین برخورد با حضرت اعلی(همان قائم موعود) صورت پذیرفت و ایشان در عین بی عدالتی با گلوله های آتشین 750 تفنگدار، خون خود را بر مشتی خاک ریختند تا به بنده و شما بگویند که :خود را اسیر ظاهرسازی های بی نتیجهء دنیوی مسازید چرا که این دنیا به مشتی خاک نمی ارزد،پس تا وقت دارید با یکدیگر همچون انسان رفتار نمائید و نار محبت را در قلوبتان شعله ور سازید.
در پایان،اینگونه می توان نتیجه گرفت که از بعد جامعه شناختی، ظهور و حضور امام زمان، آنگونه که مردم جامعهء امروز ما در اثر دروغ بافی های سکان داران جامعه انگاشته اند، گزاره ای بیهوده و بی معنا می باشد و قائم موعود به مجرد ظهورش، به دست همین عاشقان بی خرد، تسلیم جان خواهد نمود. دقیقا همانگونه که از زبان تاریخ، این اتفاق در سال 1266 هجری در شهر تبریز رخ داد و قائم موعود جهانیان، با مظلومیتی بی بدیل،جسم خویش را در زمین خاک نهاده و آن روح پاک را به افلاک رهانده و در این همهمه، بشر جاهل در انتظار مهمل ظهور وی، عمرها گذرانده.
ویل دورانت
ویلیام جیمز دورانت (۵ نوامبر ۱۸۸۵ - ۷ نوامبر ۱۹۸۱)، فلسفهدان، تاریخنگار و نویسنده آمریکایی است.
مهمترین اثر او تاریخ تمدن، مجموعه کتابی ۱۱ جلدی است که با همکاری آریل دورانت، همسرش نوشتهاست. وی در این کتاب توانستهاست با استفاده از آثار مورخان دیگر -از هرودوت تا آرنولد توینبی- که از ابتدای تاریخ مکتوب بشر تا کنون زیستهاند، مکتب نوینی از تاریخنگاری را بوجود آورد.
بر خلاف دیگر تاریخنگاران که تنها سیر تمدن بشری را مورد توجه قرار دارند، وی در اثر خود به عوامل تمدنساز نیز توجه میکند. در این باره از او نقلقولی دارد که چنین است : «تمدن رودی است با دو ساحل»[1]. این نقل قول بطور ضمنی به این مساله اشاره دارد که تاریخنگاران اغلب نهایت توجه و دقت خود را صرف رودخانهٔ در جریان تاریخ نمودهاند که معمولاً پرآشوب و پرهیاهوست و اجازهٔ برداشتها و تفاسیر صحیح را نمیدهد. در مقابل او دیدگاه دیگری را مطرح میکند که در آن حواشی تاریخ و تمدن -ساحلها- میتوانند به اندازهٔ خود متن تاریخ مهم باشند.
از جمله آثار شناخته شده وی در ایران میتوان به دو اثر دیگر یعنی تاریخ فلسفه و لذات فلسفه برگردان دکتر عباس زریاب خویی اشاره کرد.
تاریخ تمدن
(برای دریافت کتاب بر روی عکس کلیک کنید)